تازه‌ترین خبرها
Thumbnail

بی سرنوشتی خانم تاجیکستانی در کابل

یک خانم تاجیکستانی در کابل ادعا دارد که شدیداً مورد آزار و اذیت همسر افغان‌اش قرار گرفته است. 

این خانم بیک نظر نام دارد و می‌گوید که همسرش وی را دو ماه پیش رها کرده و کشور را نیز ترک گفته است. 

بیک نظر می‌گوید: «من را می‌گفت که تو خطرناک استی و به من ضرر می‌رسانی. از همین خاطر رهایم کرد و رفت. دقیق نمی‌دانم کجا رفته و من در فکرش هم نیستم چون پسر جوانم را از دست دادم و دیگر هیچ چیزی برایم مهم نیست.»

بیک نظر می‌گوید که اکنون در بی سرنوشتی شب روز را در جاده‌های پایتخت سپری می‌کند.

او ۱۷ سال پیش با همسر افغانی‌اش به کابل آمده بود. بیک نظر می‌گوید که پسرش در صفوف پولیس ملی جان باخته است. 

این خانم می‌گوید که چندین بار برای شکایت از وضعیت وخیم زنده‌گی‌اش به سفارت تاجیکستان در کابل مراجعه کرده، اما هر بار پاسخ منفی دریافت کرده است.

وی افزود: «من تاجیکستان نمی‌روم. اگر آن‌ها من را می‌پذیرفتن من حالا در این مشکل نمی‌بودم و اگر آن‌جا بروم من را بندی می‌کنند. از همین خاطر نمی‌خواهم تاجیکستان بروم.»

این خانم از نهاد‌های حقوق بشر طلب کمک می‌کند. 

وی می‌گوید: «من را یک جای دور ببرند که از همه چیز دور باشم. در کابل در پارک‌ها شب روز را سپری می‌کنم و اگر در این اوضاع باشم ممکن که از بین بروم.»

بی سرنوشتی خانم تاجیکستانی در کابل

بیک نظر می‌گوید که اکنون در بی سرنوشتی شب روز را در جاده‌های پایتخت سپری می‌کند.

Thumbnail

یک خانم تاجیکستانی در کابل ادعا دارد که شدیداً مورد آزار و اذیت همسر افغان‌اش قرار گرفته است. 

این خانم بیک نظر نام دارد و می‌گوید که همسرش وی را دو ماه پیش رها کرده و کشور را نیز ترک گفته است. 

بیک نظر می‌گوید: «من را می‌گفت که تو خطرناک استی و به من ضرر می‌رسانی. از همین خاطر رهایم کرد و رفت. دقیق نمی‌دانم کجا رفته و من در فکرش هم نیستم چون پسر جوانم را از دست دادم و دیگر هیچ چیزی برایم مهم نیست.»

بیک نظر می‌گوید که اکنون در بی سرنوشتی شب روز را در جاده‌های پایتخت سپری می‌کند.

او ۱۷ سال پیش با همسر افغانی‌اش به کابل آمده بود. بیک نظر می‌گوید که پسرش در صفوف پولیس ملی جان باخته است. 

این خانم می‌گوید که چندین بار برای شکایت از وضعیت وخیم زنده‌گی‌اش به سفارت تاجیکستان در کابل مراجعه کرده، اما هر بار پاسخ منفی دریافت کرده است.

وی افزود: «من تاجیکستان نمی‌روم. اگر آن‌ها من را می‌پذیرفتن من حالا در این مشکل نمی‌بودم و اگر آن‌جا بروم من را بندی می‌کنند. از همین خاطر نمی‌خواهم تاجیکستان بروم.»

این خانم از نهاد‌های حقوق بشر طلب کمک می‌کند. 

وی می‌گوید: «من را یک جای دور ببرند که از همه چیز دور باشم. در کابل در پارک‌ها شب روز را سپری می‌کنم و اگر در این اوضاع باشم ممکن که از بین بروم.»

هم‌رسانی کنید

دیدگاه تان در این باره