تازه‌ترین خبرها
Thumbnail
دیدگاه شما

عمق استراتیژیک سازمان استخباراتی پاکستان ملت این کشور را ناکام کرده است

منحیث یک افغان؛ کشتار وحشیانه‌ی اطفال مکتب در پشاور برای من یادآوری کشتار روزانه افغان‌ها معصوم است که توسط همین گروه تروریستی در طی ده سال گذشته کشته می‌شوند.

با خواندن اخبار و سایت‌های اجتماعی در رابطه به حوادثی که رخ داده است با بسیاری از نظریات و گزارش‌ها برخورد کردم که من را وادار نمود تا افکار خود و افغان‌های هموطنم را با جوانان پاکستانی شریک بسازم.

من در خشونت و درگیری‌های ۱۹۸۰ افغانستان بزرگ شدم، با وجود اینکه دولت وقت بخاطر داشتن حمایت اتحاد شوروی وقت محکوم میشد، خبر کشتن جانهای بیگناه به ندرت به آن طرف پرده آهنین میرفت.مجاهدین جنگجویانی مقدس بودند و غرب آنها را منحیث مبارزان آزادی می‌دید و مورد تحسین قرار می داد.

هیلاری کلینتون این واقعیت را پذیرفته است که گروههایی مانند حقانی توسط ایالات متحده آمریکا در جریان جنگ سرد در پاکستان تمول مالی میشدند با وجود اینکه گروه حقانی مسئولیت کشتن افغان‌های بیگناه را به عهده گرفته اما آنها هنوز هم در مناطق پاکستانی با آزادی کامل گشت‌وگذار می‌کنند.

چیزی که برای من خیلی اذیت کننده است این است که رسانه‌های پاکستان گروه‌های هراس افگن را که بر مکتبی در پشاور حمله کردند را بر اساس ملیت نام گذاری می کنند.

شناسایی و مشخص سازی گروه‌های هراس افگن توسط مقامات پاکستانی نشان می‌دهد که هنوز هم هند فیصله کننده‌ی سیاست پاکستان در عمق استراتیژیک افغانستان است.

اگر دولت پاکستان و سازمان استخباراتی این می‌خواهند به تهدید این کشور را در منطقه پایان بخشند، آنها هیچ چاره‌ی دیگری به جز تغییر افکارشان و همچنان تغییر روایت فعلی شان در رابطه به گروه های تروریستی مانند طالبان ندارند.

هیچ چیز زیر نام طالب خوب و بد، افغان و پاکستان، جوان یا پیر وجود ندارد و هیچ یک از این گروه‌ها بر یک دیگر نفوذ ندارند، ما همه شکار اعمال تروریستی شده‌ایم.

آقای سفیر، حسین حقانی امروز بسیار دقیق در مقاله‌اش اشاره کرده است که "حمله‌ی وحشیانه امروز در پشاور بیهودگی یک گروه از جهادیان را نشان می‌دهد و دیگران را در جایش نگاه داشته است".

بدین لحاظ عمق استراتیژیک پاکستان ناکام شده است. پدر من، داکتر نجیب الله که رئیس جمهور اسبق افغانستان بود در یکی از بیانیه‌هایش به پاکستان گفته بود که آتشی را که پاکستان برای افغانستان روشن کرده است، به مرور زمان منطقه و بعدا جهان را خواهد گرفت.

در حکومت پنج ساله‌ و جریان کوتاه طالبان؛ سازمان استخباراتی پاکستان فکر کرد که برنده است، ولی در دراز مدت نه تنها سازمان استخباراتی پاکستان بلکه تمام ما بازنده شدیم. ما بازنده شدیم بخاطری که نسل‌های آینده ما باید در ترس زندگی کنند و قربانی نفرت و وحشتی که در افغانستان، پاکستان و هند است، شوند.

برای رهبران پاکستان مهم است تا در موقع تاریخی و حساس، تنها براساس ترس فیصله نکنند بلکه برای آینده منطقه فیصله کنند. آنها باید پناهندگی و پشتیبانی از طالبان و گروه های تروریستی دیگر را متوقف کنند.

یک طفل مکتب که در کابل، پکتیا، هلمند، کنر از یک طفل که در پشاور، کویته و یا کراچی به مکتب می روند با هم متفاوت نیستند. آنها یک امید دارند و آن آموزش است که باید برای تمامی آنها فرصت یکسان داده شود.

می‌خواهم به شهروندان و جوانان پاکستان بگویم که شما تنها نیستید، بسیاری افغان‌های مثل خودم است که در درد، ترس و غم شما شریک است. وقتی پنج سال داشتم، معلم صنف اول من که ۸ ماهه حامله بود همراه با پسر پنج سالهاش در یک انفجار در سال ۱۹۸۲ کشته شدند. یک دوست ۱۱ ساله خود را در سال ۱۹۸۸ در یک حادثه بمب گذاری دیگر از دست دادم.

منحیث یک طفل، شب ها در خواب می ترسیدم که این حادثه که برای شاه رخ داد، برای من نیز میتواند اتفاق بیفتد؛ اعضای فامیلی را از دست داده‌ام که مرگ آنها نیز مانند کشته شدن رهبران پاکستانی، راز پنهان مانده است.

حتی امروز، سه دهه بعد در سال ۲۰۱۴ طالبان بسیاری از اطفال و جوانان را در پکتیکا، لیسه استقلال و هلمند می کشند. به همین دلیل میتوانم بگویم که افغان‌هایی مثل خودم، فقط درد فامیل ها و دوستانی که اعضای فامیل شان را در پشاور از دست داده‌اند را می فهمند.

اگر ملتی باشد که درد، غم، خشم و ترس شما را بفهمد آن افغانستان است، زیرا دهه ها بعد از آغاز عمق استراتژیک، نسل جدید افغانستان هنوز هم در نتیجه اعمال تروریستی کشته می شوند.

در این وقت اندوهگین و غم انگیز امیدوارم که روی اینکه چرا این حادثه برای شما رخ می‌دهد، کمی عمیق فکر کنید.

امیدوار هستم که بفهمید که چگونه سیاست های نادرست سازمان استخباراتی پاکستان و مقامات پاکستانی، مساویانه ما را زخمی ساخته است. من در آرزوی روزی هستم که شناخت تغییر لازمی در سیاست منطقوی باعث تغییر طرز رفتار سیاست مدارهای شما نیز شود.

من امیدوار هستم که این تغییر باعث خاموشی آتش گردد که پدرم گفته بود، تا نسل‌های آینده بتوانند در صلح زندگی کنند. من از تجارب می‌فهمم که قلب‌های شما تا سال‌های آینده این درد را خواهند نگهداشت، اما من می‌دانم که زمان این زخم‌ها را خوب می کند.

روح آنان که شکار حملات تروریستی در جهان شده‌اند، آرام باد!

نویسنده: هیله نجیب‌الله پژوهشگر صلح و مددرسان

این نوشته ها نظر شخصی خانم هیله نجیب الله است و ارتباطی به طلوع نیوز ندارد.

دیدگاه شما

عمق استراتیژیک سازمان استخباراتی پاکستان ملت این کشور را ناکام کرده است

منحیث یک افغان؛ کشتار وحشیانه‌ی اطفال مکتب در پشاور برای من یادآوری کشتار روزانه افغان‌ها معصوم اس

Thumbnail

منحیث یک افغان؛ کشتار وحشیانه‌ی اطفال مکتب در پشاور برای من یادآوری کشتار روزانه افغان‌ها معصوم است که توسط همین گروه تروریستی در طی ده سال گذشته کشته می‌شوند.

با خواندن اخبار و سایت‌های اجتماعی در رابطه به حوادثی که رخ داده است با بسیاری از نظریات و گزارش‌ها برخورد کردم که من را وادار نمود تا افکار خود و افغان‌های هموطنم را با جوانان پاکستانی شریک بسازم.

من در خشونت و درگیری‌های ۱۹۸۰ افغانستان بزرگ شدم، با وجود اینکه دولت وقت بخاطر داشتن حمایت اتحاد شوروی وقت محکوم میشد، خبر کشتن جانهای بیگناه به ندرت به آن طرف پرده آهنین میرفت.مجاهدین جنگجویانی مقدس بودند و غرب آنها را منحیث مبارزان آزادی می‌دید و مورد تحسین قرار می داد.

هیلاری کلینتون این واقعیت را پذیرفته است که گروههایی مانند حقانی توسط ایالات متحده آمریکا در جریان جنگ سرد در پاکستان تمول مالی میشدند با وجود اینکه گروه حقانی مسئولیت کشتن افغان‌های بیگناه را به عهده گرفته اما آنها هنوز هم در مناطق پاکستانی با آزادی کامل گشت‌وگذار می‌کنند.

چیزی که برای من خیلی اذیت کننده است این است که رسانه‌های پاکستان گروه‌های هراس افگن را که بر مکتبی در پشاور حمله کردند را بر اساس ملیت نام گذاری می کنند.

شناسایی و مشخص سازی گروه‌های هراس افگن توسط مقامات پاکستانی نشان می‌دهد که هنوز هم هند فیصله کننده‌ی سیاست پاکستان در عمق استراتیژیک افغانستان است.

اگر دولت پاکستان و سازمان استخباراتی این می‌خواهند به تهدید این کشور را در منطقه پایان بخشند، آنها هیچ چاره‌ی دیگری به جز تغییر افکارشان و همچنان تغییر روایت فعلی شان در رابطه به گروه های تروریستی مانند طالبان ندارند.

هیچ چیز زیر نام طالب خوب و بد، افغان و پاکستان، جوان یا پیر وجود ندارد و هیچ یک از این گروه‌ها بر یک دیگر نفوذ ندارند، ما همه شکار اعمال تروریستی شده‌ایم.

آقای سفیر، حسین حقانی امروز بسیار دقیق در مقاله‌اش اشاره کرده است که "حمله‌ی وحشیانه امروز در پشاور بیهودگی یک گروه از جهادیان را نشان می‌دهد و دیگران را در جایش نگاه داشته است".

بدین لحاظ عمق استراتیژیک پاکستان ناکام شده است. پدر من، داکتر نجیب الله که رئیس جمهور اسبق افغانستان بود در یکی از بیانیه‌هایش به پاکستان گفته بود که آتشی را که پاکستان برای افغانستان روشن کرده است، به مرور زمان منطقه و بعدا جهان را خواهد گرفت.

در حکومت پنج ساله‌ و جریان کوتاه طالبان؛ سازمان استخباراتی پاکستان فکر کرد که برنده است، ولی در دراز مدت نه تنها سازمان استخباراتی پاکستان بلکه تمام ما بازنده شدیم. ما بازنده شدیم بخاطری که نسل‌های آینده ما باید در ترس زندگی کنند و قربانی نفرت و وحشتی که در افغانستان، پاکستان و هند است، شوند.

برای رهبران پاکستان مهم است تا در موقع تاریخی و حساس، تنها براساس ترس فیصله نکنند بلکه برای آینده منطقه فیصله کنند. آنها باید پناهندگی و پشتیبانی از طالبان و گروه های تروریستی دیگر را متوقف کنند.

یک طفل مکتب که در کابل، پکتیا، هلمند، کنر از یک طفل که در پشاور، کویته و یا کراچی به مکتب می روند با هم متفاوت نیستند. آنها یک امید دارند و آن آموزش است که باید برای تمامی آنها فرصت یکسان داده شود.

می‌خواهم به شهروندان و جوانان پاکستان بگویم که شما تنها نیستید، بسیاری افغان‌های مثل خودم است که در درد، ترس و غم شما شریک است. وقتی پنج سال داشتم، معلم صنف اول من که ۸ ماهه حامله بود همراه با پسر پنج سالهاش در یک انفجار در سال ۱۹۸۲ کشته شدند. یک دوست ۱۱ ساله خود را در سال ۱۹۸۸ در یک حادثه بمب گذاری دیگر از دست دادم.

منحیث یک طفل، شب ها در خواب می ترسیدم که این حادثه که برای شاه رخ داد، برای من نیز میتواند اتفاق بیفتد؛ اعضای فامیلی را از دست داده‌ام که مرگ آنها نیز مانند کشته شدن رهبران پاکستانی، راز پنهان مانده است.

حتی امروز، سه دهه بعد در سال ۲۰۱۴ طالبان بسیاری از اطفال و جوانان را در پکتیکا، لیسه استقلال و هلمند می کشند. به همین دلیل میتوانم بگویم که افغان‌هایی مثل خودم، فقط درد فامیل ها و دوستانی که اعضای فامیل شان را در پشاور از دست داده‌اند را می فهمند.

اگر ملتی باشد که درد، غم، خشم و ترس شما را بفهمد آن افغانستان است، زیرا دهه ها بعد از آغاز عمق استراتژیک، نسل جدید افغانستان هنوز هم در نتیجه اعمال تروریستی کشته می شوند.

در این وقت اندوهگین و غم انگیز امیدوارم که روی اینکه چرا این حادثه برای شما رخ می‌دهد، کمی عمیق فکر کنید.

امیدوار هستم که بفهمید که چگونه سیاست های نادرست سازمان استخباراتی پاکستان و مقامات پاکستانی، مساویانه ما را زخمی ساخته است. من در آرزوی روزی هستم که شناخت تغییر لازمی در سیاست منطقوی باعث تغییر طرز رفتار سیاست مدارهای شما نیز شود.

من امیدوار هستم که این تغییر باعث خاموشی آتش گردد که پدرم گفته بود، تا نسل‌های آینده بتوانند در صلح زندگی کنند. من از تجارب می‌فهمم که قلب‌های شما تا سال‌های آینده این درد را خواهند نگهداشت، اما من می‌دانم که زمان این زخم‌ها را خوب می کند.

روح آنان که شکار حملات تروریستی در جهان شده‌اند، آرام باد!

نویسنده: هیله نجیب‌الله پژوهشگر صلح و مددرسان

این نوشته ها نظر شخصی خانم هیله نجیب الله است و ارتباطی به طلوع نیوز ندارد.

هم‌رسانی کنید

دیدگاه تان در این باره