تازه‌ترین خبرها
تصویر بندانگشتی

'علی‌پور آزاد شد اما عاطفه برای همیشه اسیر خاک ماند'

بی‌آنکه از بازداشت علی‌پور و تظاهرات هواداران او چیزی بداند، صبح، پس از صرف صبحانه به مکتب می‌رود تا یکی از دو امتحان باقی مانده‌اش را سپری کند. عاطفه، کوچک‌ترین دختر حمیده هاشمی پس از آن‌که امتحانش را سپری می‌کند، با دوستش، سحر، به زیارتی در داخل مصلی عبدالعلی مزاری در غرب کابل می‌روند.

عاطفه، یک شب پیش خواب می‌بیند که یکی از دوستانش پارچه‌یی از تکه را بر بند دست او می‌بندد و به او می‌گوید که شهید شده‌است. عاطفه، پس از ختم امتحانش با عجله به این زیارت می‌رود تا با دعا در این مکان، از آشفتگی خوابی که دیده‌ برآید.

اما، سحر و عاطفه هنگام برگشت از این مکان، با سیل از مردم خشمگین و پولیس مجهز با جنگ‌افزار روبه‌رو می‌شوند که به داخل مصلی می‌آیند.

وحشت زده تلاش می‌کنند مسیر شان را تغییر بدهند و گوشه‌یی بیابند و خودشان را پنهان کنند، اما ناگهان تیری بر قلب عاطفه می‌نشیند و از پشتش بیرون می‌شود. سپس تیری به سحر برخورد می‌کند. عاطفه همانجا جان می‌بازد، اما سحر را به شفاخانه انتقال می‌دهند.

این داستان را سحر به حمیده هاشمی گفته است. دختر پانزده سالۀ حمیده هاشمی در روز دوشنبه در اعتراض‌ها در برابر بازداشت علی‌پور، یک فرماندۀ محلی در کابل جان باخت، اما دوستش هنوز زنده‌است.

مادر عاطفه می‌افزاید: «... حق این را ندارند که بر فرزندان مردم تیراندازی کنند. عاطفه فرزند کوچکم بود. برای سپری کردن امتحان از خانه بیرون شده بود، نه برای تظاهرات. برایش گفته بودم که نرود، اما برایم گفت که دو مضمون امتحان دارد.»

رحمت الله هاشمی، برادر عاطفه نیز می‌گوید: «کسانی که جسد عاطفه را از محل انتقال داده بودند، می‌گفتند جای گلوله همان اندازه بزرگ بود که می‌شد انگشت ما داخل آن شود.»

خانوادۀ عاطفه، اکنون بر سوک یک عزیزشان نشسته‌اند که نمی‌دانند چرا قربانی شده‌است. ریحان، خواهر عاطفه می‌گوید خواهرش نه برای تظاهرات رفته بود و نه رغبتی برای برنامه‌هایی این چنینی داشت.

ریحان، از حکومت و هواداران علی پور ناراحت است. او می‌گوید اکنون علی‌پور آزاد شده است اما خواهرش برای همیش اسیر خاک شده‌است: «مردمی که این اندازه وحشت ایجاد کردید، اگر وحشت ایجاد می‌کنید برای مردم عادی چه کاری دارید! کسانی که تظاهرات را سازمان دهی کرده بودند؛ آیا به این نیندیشیده بودند که مردم عادی کشته خواهد شدند؟ کسانی که به تظاهرات شرکت کرده بودند، از جان خود گذشته بودند، اما مردم که رهگذر بودند و در کوچه و شهر بودند، آنان خود از خون و جان خود نگذشته بودند.»

با وجود این ادعا، هنوزهم به گونۀ دقیق روشن نیست که عاطفه در نتیجۀ شلیک نیروهای امنیتی جان باخته است یا کسان دیگر. اما بستگان عاطفه که امروز برای او مراسم ختم قرآن و فاتحه برگزار کرده بودند، می‌گویند حکومت حق ندارد در برابر معترضان دست به اسلحه شود.

سید محمد هاشمی، مامای عاطفه می‌گوید: «حق حکومت است از کسی بازجویی کند و تحقیق کند و مردم حق خشونت ندارند و حکومت هم نباید در برابر معترضان دست به اسلحه ببرد.»

'علی‌پور آزاد شد اما عاطفه برای همیشه اسیر خاک ماند'

علی‌پور، یکی از فرمانده‌هان خیزش‌های مردمی، هفتۀ پیش در کابل بازداشت شد. اما شماری از هواداران او دست در واکنش به این رویداد دست به اعتراض زدند - اعتراضی که به خشونت کشیده شد.

تصویر بندانگشتی

بی‌آنکه از بازداشت علی‌پور و تظاهرات هواداران او چیزی بداند، صبح، پس از صرف صبحانه به مکتب می‌رود تا یکی از دو امتحان باقی مانده‌اش را سپری کند. عاطفه، کوچک‌ترین دختر حمیده هاشمی پس از آن‌که امتحانش را سپری می‌کند، با دوستش، سحر، به زیارتی در داخل مصلی عبدالعلی مزاری در غرب کابل می‌روند.

عاطفه، یک شب پیش خواب می‌بیند که یکی از دوستانش پارچه‌یی از تکه را بر بند دست او می‌بندد و به او می‌گوید که شهید شده‌است. عاطفه، پس از ختم امتحانش با عجله به این زیارت می‌رود تا با دعا در این مکان، از آشفتگی خوابی که دیده‌ برآید.

اما، سحر و عاطفه هنگام برگشت از این مکان، با سیل از مردم خشمگین و پولیس مجهز با جنگ‌افزار روبه‌رو می‌شوند که به داخل مصلی می‌آیند.

وحشت زده تلاش می‌کنند مسیر شان را تغییر بدهند و گوشه‌یی بیابند و خودشان را پنهان کنند، اما ناگهان تیری بر قلب عاطفه می‌نشیند و از پشتش بیرون می‌شود. سپس تیری به سحر برخورد می‌کند. عاطفه همانجا جان می‌بازد، اما سحر را به شفاخانه انتقال می‌دهند.

این داستان را سحر به حمیده هاشمی گفته است. دختر پانزده سالۀ حمیده هاشمی در روز دوشنبه در اعتراض‌ها در برابر بازداشت علی‌پور، یک فرماندۀ محلی در کابل جان باخت، اما دوستش هنوز زنده‌است.

مادر عاطفه می‌افزاید: «... حق این را ندارند که بر فرزندان مردم تیراندازی کنند. عاطفه فرزند کوچکم بود. برای سپری کردن امتحان از خانه بیرون شده بود، نه برای تظاهرات. برایش گفته بودم که نرود، اما برایم گفت که دو مضمون امتحان دارد.»

رحمت الله هاشمی، برادر عاطفه نیز می‌گوید: «کسانی که جسد عاطفه را از محل انتقال داده بودند، می‌گفتند جای گلوله همان اندازه بزرگ بود که می‌شد انگشت ما داخل آن شود.»

خانوادۀ عاطفه، اکنون بر سوک یک عزیزشان نشسته‌اند که نمی‌دانند چرا قربانی شده‌است. ریحان، خواهر عاطفه می‌گوید خواهرش نه برای تظاهرات رفته بود و نه رغبتی برای برنامه‌هایی این چنینی داشت.

ریحان، از حکومت و هواداران علی پور ناراحت است. او می‌گوید اکنون علی‌پور آزاد شده است اما خواهرش برای همیش اسیر خاک شده‌است: «مردمی که این اندازه وحشت ایجاد کردید، اگر وحشت ایجاد می‌کنید برای مردم عادی چه کاری دارید! کسانی که تظاهرات را سازمان دهی کرده بودند؛ آیا به این نیندیشیده بودند که مردم عادی کشته خواهد شدند؟ کسانی که به تظاهرات شرکت کرده بودند، از جان خود گذشته بودند، اما مردم که رهگذر بودند و در کوچه و شهر بودند، آنان خود از خون و جان خود نگذشته بودند.»

با وجود این ادعا، هنوزهم به گونۀ دقیق روشن نیست که عاطفه در نتیجۀ شلیک نیروهای امنیتی جان باخته است یا کسان دیگر. اما بستگان عاطفه که امروز برای او مراسم ختم قرآن و فاتحه برگزار کرده بودند، می‌گویند حکومت حق ندارد در برابر معترضان دست به اسلحه شود.

سید محمد هاشمی، مامای عاطفه می‌گوید: «حق حکومت است از کسی بازجویی کند و تحقیق کند و مردم حق خشونت ندارند و حکومت هم نباید در برابر معترضان دست به اسلحه ببرد.»

هم‌رسانی کنید